یادداشت های یواشکی

نقشه های ذهن من

یادداشت های یواشکی

نقشه های ذهن من

یادداشت های یواشکی

حاج محمد اسماعیل دولابی:
گفت: من دم در ایستاده بودم نه در را می‌زدم و نه می‌‌رفتم.
گفت خوب کاری کردی. راه همین است. هر وقت دیدی تاخیر افتاد پشت در بایست. مبادا در را بزنی.ببین که کمی پشت در ایستادن خوب است. به اشاره ملتفت شو.
از یکسال، پنج سال پشت در ایتسادن نترس.
🌸 پشت در، بهترین جاست.🌸

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 70


دوست دارم هر روز به خدا نزدیک تر بشوم،خدایا به خاطر تمام گناهان هر روزم العفو

یک حرف صادقانه: وبلاگ هایی که دنبال کرده ام به هیچ عنوان خوانده نمی شود فقط و فقط برای تلنگر است.

این روزها آدم ها دو دسته اند...

دوشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۴۶ ب.ظ

یا کربلا...

این روزها آدم ها دو دسته اند:...


کربلا رفته ها...

جاماندگان از کربلا....(و من جزو این دسته ام)

والسلام...


* دویدن های این روزهایم را دوست داشتم،شاید برای این بود که اگر نتوانستم بروم حداقل توانستم بدوم برای این خاندان..... گرچه نرسیدم 😢

*دلی برایم نمانده صوت ها و تصاویر اربعین در تلویزین،خواندن کتاب پادشاهان پیاده همه اعصابم را بهم می ریزد...

* میخواستم از بازار جوراب بخرم تا به دوستانی که برای سفر می روند هدیه بدهم تا من هم سهمی داشته باشم در این اقیانوس بیکران

* یک آرزوو: تصمیم گرفتم روزهای آخر اربعین را شروع کنم به پیاده روی از حرم تا جمکران شاید دل جامانده ی ما هم در این قافله ثبت شود( با پرچی به دست (جاماندگان کربلا....تمام قدم هایم نذر آمدنت...)


  • محتاج دعا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">